بعد پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، تحلیل گران سیاسی آنرا آغاز حرکت بنیادگرایان و اصولگرایان در سطح منطقه دانستند .
پس از 7 ماه از روی کارآمدن دولت اصولگرای احمدی نژاد در ایران ، پیروزی حماس سنی مذهب در انتخابات مجلس فلسطین، این فرضیه تحلیلگران را به اثبات رساند.
حماس پس از پیروزی در انتخابات مجلس، دولت فلسطین را بدست گرفت. همزمان با روی کار آمدن دولت حماس اتحادیه اروپا کمک های نقدی و روند دیپلماتیک خود را با این دولت قطع کرد . دولت آمریکا نیز روابط خود را با حماس قطع و کمک مالی خود را به مردم فلسطین به تعلیق درآورد.
با حذف کمک های مالی کشورهای غربی به ملت فلسطین این دولت احمدی نژاد بود که به کمک دولت بنیادگرای حماس آمد و رسما 75 میلیون دلار به این دولت کمک کرد .ودر جنگ 36روزه اسراییل در کنار دولت حماس ماند.
اکنون پس از 15 ماه از روی کار آمدن دولت حماس ، محمود عباس رهبر فلسطینیان اسماعیل هنیه از حزب حماس را از نخست وزیری برکنار نمود و یک اقتصاد دان که در اروپا و آمریکا فردی شناخته شده نیز هست و در صندوق بین المللی پول نیز فعالیت داشته را به جای اسمائیل هنیه معرفی نمود.
وبا این تغییرات توانست منابع قطع شده را دوباره جذب نماید و در اولین اقدام، اروپا به از سرگیری ارتباط و ارسال کمک مالی به دولت جدید اقدام نمود. امریکا نیز رسما ارسال کمک مالی را از سر گرفت .
این کارها همه در عرض 3 روز اتفاق افتاد و اعتماد از بین رفته دولت فلسطینی در این 3 روز جای خود را به اعتماد جهانی داد؟
ودولت غیر مسئول در سیستم جهانی به دولت مسئول و قابل اعتماد جهانی تبدیل گشت؟ و اسراییل نیز رسما دولت و داشتن کشوری مستقل فلسطینی را تایید کرد؟
براساس نظر تحلیلگران دولت حماس با روی کارآمدن خود فشارهای جهانی را به مردم فلسطین تحمیل نموده و اقتصاد آن کشور را با بحران روبرو نمود و ملت فلسطین را در فشار اقتصادی قرار داد.
جالب است که این تغییرات با سکوت مردم و تایید آنان روبرو گردیده است و این نشان دهنده آنست که مردم فلسطین دیگر خسته از جنگ و نزاع داخلی شده اند و می خواهند در آرامش زندگی نمایند و کمی از روزگار لذت ببرند؟
دولت جدید فلسطین نیز با ارتباط برقرار کردن با جهان می خواهد کمکی برحذف این سختی ها مردم فلسطین بنماید و با پذیرش صلح با اسراییل و با تحمل کشور اسراییل در کنار کشور خود پایانی بر جنگ در فلسطین و منطقه باشد.
همه اینها نشان از برگشت عقلانیت در عرصه سیاسی فلسطین رانشان می دهد . چون با روی کار ماندن دولت حماس فقط ملت فلسطین بودند که باید سختی های اقتصادی را تحمل می کردند. وبا رفتن حماس را دیگری بر روی چشمان رنج کشیده فلسطین باز شد.
آیا سقوط دولت حماس ، شروع پایان راه بنیادگرایان و اصولگرایان در منطقه می باشد؟
براي اولين بار واژه اصول گراي اصلاح طلب را مقام رهبري در سخنراني خود در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه هاي استان كرمان در تاريخ 19/2/84 بكار بردند.
ايشان در اين سخنراني به صراحت اعلام نمودند كه يك اصولگراي اصلاح طلب هستم. رهبر انقلاب در مورد اين واژه اظهار داشتند: «بنده معتقد به اصول گرايي اصلاح طلبم. اصول متين و متقني كه از مباني معرفتي اسلام برخاسته با اصلاح روشها به صورت روز به روز و نو به نو. ما بايد روشها را اصلاح كنيم. در روشها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهي به مرحله اي مي رسيم كه امروز جواب نمي دهد، بايد مرحله ديگري را شروع كنيم. حفظ اصول و اصلاح روشها معناي اصلاح طلبي است»
مقام رهبري در سخنراني خود در ديدار با اعضاي انجمن اهل قلم درتاريخ 7/11/81 در تعريف اصول گرايي نيز اظهاراتي داشتند: «اصول گرايي يعني اصول مستدل منطقي را قبول داشتن و به آنها پايبند ماندن و رفتارهاي خود را با آن اصول تطبيق دادن، مثل شاخص هايي كه انسان را در يك جاده هدايت مي كند».
رهبر انقلاب در تبيين ارزشهاي اصول گرايي در نماز جمعه تهران مورخ 16/9/80 گفتند: «دفاع از مظلوم هميشه يك نقطه درخشان است، كنار نيامدن با ظالم، رشوه نپذيرفتن از زورمند و زرمند و پا فشردن بر حقيقت، ارزشهايي است كه هيچ وقت كهنه نمي شود در شرايط و اوضاع و احوال گوناگون اين خصوصيات هميشه با ارزش است، ما اينها را بايد دنبال كنيم، اصول اينهاست»
بعد از اين سخنان بود كه فعالان سياسي جامعه هركس به فراخور حال خود به دفاع از آن پرداخت. در همين زمينه علي اكبر ولايتي اولين نفري بود كه در سفر انتخاباتي خود به مازندران در تاريخ 27/1/84 در نشست مطبوعاتي خود گفت: « من هم يك اصولگراي اصلاح طلب هستم.... هركس به اصول و ارزشهاي اسلام و انقلاب پاي بند باشد اصولگرا است و اگر اصلاح طلبي را ترسيم خرابيها، بازنگري در روشها، فرايند دائمي انتقاد از خود بدانيم، اصلاحات ضرورتي است دائمي و من هم يك اصولگراي اصلاح طلب هستم». وي ادامه داد: «اصولگرايي تعارضي با اصلاح طلبي ندارد. با اين تعريف هر اصولگرايي با اصلاح طلب باشد».
قاليباف نيز دومين نفري بود كه پس از سخنان رهبري اين اصطلاح را براي گروه خود كه براي انتخابات سومين دوره شوراها برگزيد. قاليباف كه در انتخابات رياست جمهوري جزو ليست اصولگرايان بود با انتخاب اصطلاح اصولگراي اصلاح طلب خرج خود را در شوراها از دوستان قديم خود جدا كرد. وي تا جايي خرج خود را از اصولگرايان جدا كرد كه در انتخاب شهردار تهران توسط شوراي شهر با اصلاح طلبان به رايزني و مذاكره پرداخت و توانست با آراي اصلاح طلبان به صندلي سرخ شهرداري تهران برسد.
بايد گفت اصلاح طلبي در ذات خود كارآمدي، دفاع از حقوق شهروندي، تعادل رفتاري و گفتاري، دفاع از حريم خصوصي، نقد و انتقاد و آسيب شناسي، انضباط مالي و.... را دارد.
اصولگريان اصلاح طلب در پايتخت با علم به اينكه بايد رفتارهاي خود را با توجه به تغيرات جديد تغيير دهند وارد عرصه شدند و با اين تغيير كه با هدفشان سازگاري داشت توانستند راه تازه اي را بيابند و به نتايج خوب آن نيز برسند. ايجاد نرمش براي تغيير رفتار سياسي در اصولگرايان اصلاح طلب كاملاً مشهود بود. آنها فهميده بودند كه با رفتارهاي گذشته نمي توان به هدف تازه اي رسيد و با تغيير توانستند تناسبي بين رفتارها و اهدافشان ايجاد نمايند و در نتيجه به موفقيت برسند.
اصولگرايان اصلاح طلب دفاع از حقوق شهروندي و كرامت انساني را سرلوحه كار خود قرار دادند و مردم نيز اين امر مشهود را لمس كردند و به آنها روي آوردند.
در دانشگاه اصفهان نيز شاخص هاي اصولگرايي اصلاح طلبانه نيز هويدا گشت. دكتر شمسي پور و دوستانش با توجه به اصل گفتمان اصلاح طلبي يعني تعادل رفتاري و گفتاري، دفاع از كرامت انساني و كارآمدي و انضباط مالي در جرگه اصولگرايان اصلاح طلب در دانشگاه اصفهان دسته بندي مي شوند و اين را بايد به فال نيك گرفت.
اصولگرايان اصلاح طلب در دانشگاه اصفهان با استفاده از ركن چهارم دموكراسي يعني مطبوعات دانشجويي به امر به معروف در سطح دانشگاه و ارتباط با خوانندگان خود مي پردازند و نقد در سيستم مديريتي جديد در حال شكوفا شدن مي باشد.