با علمى شدن دنيا ديگر نمىتوان فرصتها را از دست داد. بايد در بخشهاى مختلف سرمايهگذارى کرد.اکنون شادابي ، محوريت شهروند توانا و شورايي دانا يک امر حياتي برای اصفهان مي باشد.
يکي از محور های شادابي در شهر اصفهان، زنده و سالم بودن آثار تاريخي وصنعت توريسم آنست، شهر پيوسته به رونق اين آثار به خود باليده است و با توسعه و زيبا سازي و ايجاد امکانات جانبي و رفاهي مي توان باعث رونق بيشتر آن نيز گرديد.
گفتنش تلخ است ، آثار تاريخي و صنعت توريسم قبلا به شهراصفهان خدمات مىداد ولى حالا از خدمت به خود هم عاجز و برای نگهداری خود با مشکل روبرو مي باشد، بايد تسهيلات و کمکهايى که امکانش هست رابه اين بخش داد که بتواند موجب تحول شود، مردم سابقه خوب و مثبتى از آثار تاريخي وصنعت توريست دارند و به بودن آن در اين شهرنيز افتخار مىکنند ، اما نمي پذيرند گروهی با تفکرات عجيب وغريب به اين آثار و صنعت توريسم خدشه اي وارد نمايند.
محور دوم شادابي در کلان شهری مثل اصفهان ، محوريت شهروند توانا در تصميم سازي ها مي باشد.
شريک شدن مردم در تصميم گيري ها يک امري است که در تمامي جوامع پذيرفته شده است، بايد دريک رويکردي جديد مردم را در همه مشکلات شهر و سربلندي آن مشارکت داشته باشند وتلاش نمود که همه در تصميم سازي مسوليت داشته باشند. تقويت نهادهای مردمي باعث تحول در مديريت شهري خواهد گرديد.شهروند مداري بايد سرلوحه همه تصميم ها در مديريت شهري باشد.
تصميم گيري بايد شفاف باشد ومردم از همه اين تصميم گيري آگاه باشند .آيا نمي توان در برخي موارد مانند انتخاب مسير مترو از شهروندان اصفهاني نظر خواهي نمود .
همه معتقدند شهر بايد آباد شود. مردم در اين شهر زندگى مىکنند هر چه شهرشاداب تر شود آبادتر گردد همه خوشحالتر شده و بهتر و راحت تر زندگي خواهند نمود .
محور سوم شادابي درشهر اصفهان ، شورايي دانا است که در شهر مسئوليت مي پذيرند. بايد کارى کنيم که به جاى شادابي زدايي، پارک بسازيم ، گل بکاريم و برنامه های فرهنگي را تقويت نماييم . وهر تصميمي که باعث شادابي زدايي از شهر مي شود را حذف نماييم
مردم علاقهمند به داشتن شهرى شاداب وبا روحيه بهتر هستند .
افراد شادابي ستيز، در شهري که نياز به شادابي دارد چه جايي خواهند داشت اگر مردم در انتخاب خود توانا باشند وبرای ايجاد يک شهر شاداب تلاش نمايند.تلاش براي يک انتخاب صحيح با محوريت شادابي ، باعث مي گردد شورايي دانا و شهروندي توانا محصولش باشد. همه بايد برای شهري شاداب تلاش نماييم.
بايد تلاش نمود که شهري به طراوت باران داشته باشيم. چون ، باران که مي بارد دلم تا اوج رويا مي پرد / باران نگاه خسته را تا مرز فردا مي برد/باران برای من بوی شکفتن مي دهد/ آواز خوش آهنگ او ، اميد بودن مي دهد/باران به احساس دلم،بال پريدن مي دهد.