سياست ورزي در ايران با همه دنيا فرق دارد . در دنيا احزاب نقش اصلي را در سياست دارند و دولت ها خود را برخاسته از احزاب قوی کشور خود مي دانند که پيروز انتخابات گرديده اند .
ولي در ايران دولت ها پس از پيروزي در انتخابات خود را فارغ از احزاب مي دانند و از نسبت دادن خود به احزاب فراري اند.
چرا در ايران پس از هر انتخاباتي بر عليه حزب و تشکيلات سخنراني مي گردد ؟
چگونه است براي پيشبرد انتخابات در ايران ، ائتلاف هاي بزرگ تشکيل مي گردد و درهر ائتلافي ده بيست حزب بزرگ کشور حضور دارند ولي بعد از انتخابات فرد برگزيده انکار پشت انکار که اصلا افراد دولت من راه احزاب را نيز بلد نيستند ؟
بايک برسي در مورد دولت اصولگرا مي توان فهميد که از رييس جمهورش که عضو يک حزب درايران است و در چندين ائتلاف نيز حضور دارد تا بقيه افراد کابينه همگي برخاسته از احزاب کشور مي باشند ؟
پس چرا اينچنين در سخنراني هاي خود ارتباط با احزاب را منکر مي شوند ؟
اين را بايد در دنياي کوچک سياست در ايران و سقف کوتاهش ديد.
سقفي که با يک دوپينگ کوچک مي توان بر اريکه اش نشست و همه را کوچک ديد؟