تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
سیاسی -اجتمایی-فرهنگی

 

پيام صريح قدرت های بزرگ:

غني سازي را متوقف کنيد و بياييد پای ميز مذاکره ؟

 

بعد از کش وقوس های فراوان عاقبت سران شش کشوربزرگ (معروف به گروه 1+5 ) برسر قضيه انرژي هسته اي ايران به توافق رسيدند که تشويق هايي به ايران بدهند وايران نيز غني سازي اورانيوم را متوقف سازد وپس از توقف مذاکره با حضور کشور آمريکا مذاکره ادامه پيدا نمايد .

تا اين جا مسئله کاملا روشن است چرا که آمريکا با اين کار هم چين ، هم روسيه و هم ايران را خلع سلاح نموده است . چين و روسيه ديگر در ادامه راه نمي توانند در کنار ايران بمانند و ناچارا بايد به شش کشور قدرتمند به پيوندند.

 و کشور ايران نيز 2راه بيشتر جلوی خود نمي بيند يا بايد برسر شعار غني سازي خود بايستد و يا اينکه توقف غني سازي را بپذيرد در دو صورت ايران بازنده ميدان رقابت شعاريک خواهد بود و نشان دهنده آنست که سياست هاي چند ماهه اخيردولت اقتدارگراين بدون توجه به ظرفيت های بين المللي ايران تنظيم گرديده بودوسياست تهاجمي حاکميت يکدست هيچ سودي را براي ايران نداشته است .

اقتدارگرايان براي اين مقطع از بازي راهي ندارند که باز هم برطبل شعار بکوبند تا بتوانند در عرصه داخلي متهم به عقب نشيني نگردند ودر عرصه خارجي نيز با دادن امتيازات فراوان صنعت هسته اي ايران را به تعطيلي بکشانند؟

دولت خاتمي با توجه به ظرفيت هاي ايران در عرصه بين الملل ، سياست خارجي خود را بر اساس اعتماد سازي وبه دور از شعار توخالي تنظيم نموده و سعي داشت بدون آنکه با جهان در بيافتد با تدبير خاص امتيازات فراوان نيز از اتحاديه اروپا بگيرد واگر دستش مثل دولت اقتدارگرايان بر سر ارتباط با امريکا باز بود مطمئنا امتيازات فراواني ديگر نيز از آمريکا مي گرفت وپرونده هسته اي ايران را مي بست ولي حيف که در آن مقطع خاتمي نمي توانست از حربه ارتباط با آمريکا سود جويد؟

حال در شرايطي که حاکميت يکدست شده است باز هم نمي توانيم از فرصت هاي به دست آمده در سياست خارجي ، مبني بر ارتباط با آمريکا استفاده نماييم وباز هم با طرح شعارهای عدم وصول فرصت سوزي مي نماييم .

سياست مداران اقتدارگرا بايد بپذيرند که روزي ايران بايد بر سر ميز مذاکره ، مشکلات خود را با آمريکا حل نمايد وچه بهتر که اين مذاکره را با چشماني باز ودر شرايط  مطلوب امروز که همه جهان منتظر همين اقدام ايران هستند شروع نمايد وبه دور از ايدئو لوژيک گرايي وشعارهاي فرصت سوزانه ، با نگاه حفظ منافع ملي و گرفتن امتياز بيشتر به اين عرصه بنگرند و وارد آن گردند.

باز هم شرايط سياسي کشور دولت اقتدارگرا را به يک امتحان بزرگ طلبيده است . امتحاني که اگر با موفقيت روبرو گردد ايران عزيز از يک بحران بزرگ خارج خواهد گرديد وملت ايران نيز هيچ وقت اين را عقب نشيني دولت از اصول و شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست نخواهد ديد بلکه حاکميت عقل وتدبير را تصميم گيري ها فرض خواهد نمود. بر اين اساس با پذيرش توقف غني سازي دولت اقتدارگرايان وحاکميت يکدست مي تواند برسر ميز مذاکره باحضور آمريکا برگردد وبازي قدرت را بر سر ميز مذاکره ادامه دهد.

 

 

|+| نوشته شده در  85/03/13ساعت 0  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

 

 

 

ايجاد جنگ رواني هدف جديد اصول گرايان

 

روزهای گذشته امواج محلي و منطقه ای ايران را در نورديد. امواجي که بر اثر يک کاريکاتور در روزنامه دولتي بوجود آمده است . کاريکاتوری که در آن به مردم آذری زبان توهين گرديده بود .

کاريکاتور روزنامه ايران بعداز مقاله معروف رشيدی بر عليه امام خميني (ره) در روزنامه کيهان ، دومين اشتباه روزنامه های دولتي در کشور مي باشد . رگه های اشتباه آن مقاله معروف را ميتوان در نگاه حاکمان وقت جست . نگاهي که باتوهين وحتک حرمت مي خواست بارهبر يک جنبش مذهبي دربيافتد که عاقبت خود با رکيک ترين الفاظ صحنه را  به همان رهبر مذهبي واگذار نمود .اکنون پس چند سال مي توان به راحتي آن حادثه را تحليل نمود . سئوال اساسي اينست که اشتباه روزنامه دولتي ايران از چه سنخي است آيا ازهمان سنخ اشتباه دولت مردان رژيم شاه است يا پروژه جديد محفل نشينان و استراتژی ايجاد جنگ رواني در کشور توسط حاکميت يکدست مي باشد .   

 

سناريوی جنگ رواني:

 اگر يادمان نرفته باشد در دوران دولت اصلاحات روزنامه کيهان و طيف راست در کشور دولت خاتمي را متهم مي نمودند که ستادی به رهبری سعيد حجاريان در دولت ايجاد شده است که وظيفه اش اينست ، توسط روزنامه صبح امروز وبا تيتر های جنجالي در جامعه جنگ رواني ايجاد نمايد. اين تحليل ها به آنجا منجر گرديد که سعيد حجاريان را ترور نمودند تا به قولشان ستاد جنگ های رواني دولت خاتمي را نابود نمايند .

ولي اگر دوران دولت خاتمي را بررسي نماييم مي بينيم که ستاد جنگ های رواني در روزنامه کيهان به رهبري برادر حسين تشکيل شده وبرای رد گم کردن اين امر را به دولت خاتمي نسبت مي دادند.

پس از پيروزي اصول گرايان در انتخابات رياست جمهوری هنوز اين ستاد وجود دارد وهر لحطه در حال تنظيم انواع و اقسام نقشه بر عليه اصلاح طلبان و بخش هايي از جامعه مي باشد . نقشه اخير اين ستاد را مي توان در ورود خانم ها به ورزشگاه ها نام برد که بازتاب زيادي در عرصه داخلي وخارجي ايجاد نمود.تا اذهان مردم را از قضاياي انرژی هسته اي ومشکلاتش دور نمايند.

سئوال : آيا کشيدن کاريکاتور را نيز مي توان جزء جنگ رواني اصول گرايان محسوب نمود؟

با تحليل قضايای گذشته مي توان رگه های اين گمانه زني را جست .

1) مشکل خادم المله مسئول خبرگزاری و روزنامه ايران، باصفار هرندي وزير ارشاد دولت احمدي نژاد و معاون فرهنگي حسين شريعت مداري در روزنامه کيهان که به جدال خبري ورسانه ای نيز تبديل گشت و به نفع خادم المله به پايان رسيد ومحفل نشينان کيهان  شکست خوردند.

2)اصول گرايان در شرايط کنوني از جامعه انتظار دارند باسکوت خود پا به رکاب  وحلقه به گوش، دولت اصول گرايان باشند و گام به گام باسياست های دولت به پيش روند، تاقصه انرژی هسته باآرامش در داخل کشور  وباحالت تهامي در خارج از کشورجلورود.

3) اصول گرايان به دليل تحرکات حزب جدايي طلب پان ترکيست ها ناچار بودند که جهت شناسايي نيروهای اين حزب حرکتي را طراحي نمايند تا بتوانند در مقابل تحرکات اين حزب جدايي طلب با دست پر وارد شوند.

4) اصول گرايان در شرايطي که کشور در مقابل تهديدات جدی آمريکا قرار دارد نياز به وحدت ملي ، و حرکت در راستای ايجاد وحدت ملي، محلي،قومي ، زباني و ايجاد حرکت های توده اي دارد.

 

باتحليل های بالا مي توان به اين نتيجه رسيد که با اين کاريکاتور در روزنامه ايران ستاد جنگ های رواني به نتايج دلخواه خود که در بالا تشريح شد رسيده است : 

 

 1) پيروزي تيم صفار هرندي ومحفل نشينان کيهاني ، در ماجرای خبرگزاری و روزنامه ايران وبرکناري خادم المله و سرکار آمدن دوستان آقای هرندی در خبر گزاری ايران

 2) فاصله گرفتن افکار عمومي مردم از ماجرای خطرناک رويارويي ايران با آمريکا در قضيه انرژي هسته اي

3) شناسايي افراد جدايي طلب حزب پان ترکيست در آذربايجان

4) ايجاد حرکت توده ای در خيابان ها و مانور وحدت ملي در مقابل تهديدات آمريکا ،

 

اگر هيچکدام از گمانه زني های بالا درست نباشد ، گزينه اي که برای تحليل مي ماند اينست که جامعه ايران در شرايطي هست که با يک کاريکاتور چنين حرکت بزرگی را مي تواند به نمايش بگذارد وتا پای يک انقلاب داخلي دريک منطقه به پيش برود واين نشان دهنده آنست که مسئولان کشور در شرايط کنوني بايد به دقت مسير رويارويي با آمريکارا ترسيم نمايند.  

 

|+| نوشته شده در  85/03/04ساعت 11  توسط مهرداد بال افکن  |