تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
سیاسی -اجتمایی-فرهنگی
 

ماجراي انرژي هسته اي ايران ، و......

 

قصه شوراي حكام ومعاهده( ان – پي – تي ) برهمگان روشن  است و نيازي به قلم فرسايي ندارد ولي جاي چند سوال خالي است و مي طلبد كه كنكاشي در كنهش بشود ؟

 

1-در شرايطي كه جهان با سوء ظن ، به توسعه انرژي هسته اي ما مي نگرد ، بهتر نيست  از بخشی از راه منصرف شويم و ساختن ... وكار را ؟ به عقب بياندازيم ؟

 

2-آيا بهتر نيست مديران بخش هسته اي زبان در دهان گذارند و اينقدر اعتماد سازي نكنند ؟

 

3-آيااجراي سياست يك گام به عقب چندگام به جلودرآينده، منافع ملت مارا بهتر برآورده نمي كند ؟

 

4-منافع ملت و حكومت گران از دست يافتن به انرژي هسته اي چه مي تواند باشد ؟ اگر روزي در اين مقطع منافع سنجي صورت گيرد به كدام طرف خواهد چربيد مردم يا حكومتگران ؟

 

سوال زياد است ولي حكايت زير نقل به معنی از ترجمه ی تاريخ طبري

 ( ص 2893 )  بعضي از سوالها و را بر طرف مي كند .

روزی عبدالله بن معاويه بر کارگاه مرد عصاری گذشت ، عصار برگردن استری که سنگ آسيا را می كشيد، چند زنگوله آويخته بود و عبدالله که در آن وقت خاطری خوش داشت ، به عصار گفت : ای مرد اين زنگ های كوچك را از چه به گردن استرت آويخته ای ؟

گفت : آويخته ام که اگر از حرکت باز ايستد ، از خاموش شدن نوای زنگوله آگاه شوم و او را باز به حرکت  در آورم . امير گفت : اگر استر باز ايستاد و برای غافل ماندن و فريفتن تو سرش را همچنان تکان داد تا صدای زنگوله قطع نشود ، چگونه بر حيله اش آگاه می شوی ؟

عصار گفت : ای امير بزرگوار ؛ خدا روزگار تو را دراز کند ، عقل استر من هرگز به اندازه ی عقل امير نيست تا چنين تدبيرها کند .

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/25ساعت 15  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

ماجرای خروس مشت رجب وتحولات جدید!!!

 

حکایت معروف خروس مشت رجب راحتما شنیده وشاید بارها بدون آنکه کنکاشی درنتیجه اخلاقی آن نموده باشیم از کنار این حکایت زیبا گذشته ایم .

اخیرا هر کسی مدیران قبلی دولت خاتمی رامی بیندازاو سئوال می کند که آیا دست مهرورزی را بر سرتان کشیده اند یا نه؟ یعنی اینکه هنوز بر سر کار هستید یا نه ؟ حال فکر کنیم در صورت باقی ماندن چند تا از مدیران قبلی در عرصه مدیریت می توانند با مدیران دولت جدید مهر و محبت کار کنند یا نه؟ یا اینکه نقلشان حکایت خروس مشت رجب خواهد شد!!

حکایت می کنند روزی مشت رجب از بازار خروسی می خرد وبه منزل می برد. درمحله مشت رجب صبح ها مردمش با صدای خروس ها از خواب بلند میشدند وپی کار روزانه خود می رفتند. این کار طوری انجام می شد که به ناگاه نظم خاصی را  به نمایش می گذاشت ولی خروس مشت رجب از این نظم پیروی نمی کرد وهر گاه که دلش می خواست می خواند. تا اینکه اعتراض همسایه ها وکدخدای ده درآمدو یک شب جلسه ای برای خروس مشت رجب گذاشتند ودر آن به این نتیجه رسیدند که خروس مشت رجب باید با دیگر خروس ها هماهنگ گردد وگرنه از محله برودو یا گردن بزنند وبخورند!

نتیجه اخلاقی این حکایت :

درپی تغیر و تحولات پرشتاب ، درراستای هماهنگ سازی ! مدیران ادارات وسازمانها باتحولات جدید درکشور!مدیران دولت خاتمی باید بدانند چنانچه نخواهند ماجرای خروس مشت رجب بر سرشان بیاید !یا باید استعفا نمایند یا اینکه در اینده جلسه ای خواهند گذاشت وبدلیل عدم هماهنگی مستعفیشان خواهند نمود ویا دست مهر ورزی را بر سرشان خواهند کشید !!(عزلشان مینمایند)

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/20ساعت 14  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

تغییر و تحولات ایران از منظر محافظه‌کاری؟

 

از حضرت علی(ع) روایت گردیده است که «مؤمن دوبار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود» یا مترنیخ سیاستمدار برجسته اتریش در قرن نوزدهم که در اوج تحولات و انقلاب‌های دمکراتیک اروپا بوده در نامه‌ای به امپراطور روسیه می‌نویسد: «گستاخان تجربه را به هیچ نمی‌خرند» در باب تجربه و اهمیت استفاده از تجربه روایات و نوشته‌های زیادی را از بزرگان دینی و اندیشمندان جهان می‌توان نوشت بر همین اساس از دل تحلیل‌های مبتنی بر تجربه‌اندوزی در غرب، اندیشه‌های محافظه‌کاری رونق یافته و تجربه یکی از ارکان اين اندیشه محسوب می‌گردد.

چند نکته ذیل را می‌توان بعنوان تفکرات محافظه‌کاران برشمرد:

1-  هر تغییری نتایجی را به همراه دارد که قابل پیش‌بینی نبوده و دور از انتظار جامعه می‌باشد.

2- تغییرات یک امر بیهوده می‌باشد؛ بررسی تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی نشان می‌دهد که کوشش برای سلب قدرت و امتیازات سیاسی و اقتصادی از یک طبقه یا گروه عملاً منجر به انتقال قدرت و امتیازات به گروه یا طبقه دیگر می‌گردد.

3- تغییرات معمولاً با هزینه و مخاطرات پیش‌بینی نشده همراه می‌باشد؛ هزینه‌ای که برای تغییرات پرداخت می‌گردد معمولاً از سودی که از آن تغییرات بدست می‌آید بیشتر می‌باشد.

با ذکر نکاتی از اندیشه‌ محافظه‌کاری می‌توان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را مورد بازکاوی قرار داد.

 

الف- انتخابات ریاست جمهوری:

 

تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی در انتخابات ایران به شکلی ظاهر شد که از منظر مردم در داخل و خارج از کشور غیرقابل پیش‌بینی بوده و کسی انتظار نداشت کاندیدایی که در تمامی نظرسنجی‌ها مقام آخر را به خود اختصاص داده بود بر مصدر ریاست جمهوری بنشیند؛ ولی این موضوع بدلیل اراده‌ی معطوف به تغییر در مردم اتفاق افتاد و نشان داد که نظریه محافظه‌کاران صحیح می‌باشد این انتخابات براساس اندیشه‌ محافظه‌کاران نشان داد که قدرت و امتیازات سیاسی و اقتصادی از یک طبقه یا گروه سیاسی به گروهی دیگر منتقل گردید و هزینه زیادی به مردم تحمیل گردیده و تاکنون سودی از این تغییرات عاید مردم نشده است  .

 

ب) انتخاب وزیران دولت جدید:

 

فرایند انتخاب وزیران دولت جدید در نوع خود در کشور بی‌سابقه بوده و باز هم دلالت بر عملی غیرقابل پیش‌بینی و دور از انتظار جامعه بود که شکل گرفت. معرفی افرادی که حتی سابقه مدیریتی و اجرایی در پرونده خود نداشته و فقط به دلیل ناشناس بودن انتخاب شده بودند و منتخبین این وزراء هدفی جز سلب قدرت و امتیازات سیاسی و اقتصادی از یک گروه سیاسی و تحویل آن به هم مسلکان خود نداشتند. و این انتخاب‌ها با هزینه گزافی به مردم و حتی نمایندگان مردم تحمیل شد و رأی پایین بعضی از وزراء در مجلس خود گواه این مدعا می‌باشد.

 

ج) دیپلماسی هسته‌ای:

 

وقتی که دولتی غیرقابل پیش‌بینی و دور از انتظار جامعه جهانی در رأس یک کشور باشد معلوم خواهد بود که دیپلماسی‌اش به چه روزی خواهد افتاد و اگر این غیرقابل پیش‌بینی بودن با عزل مدیران قبلی مذاکره کننده همراه باشد و حتی در یک عمل غیرقابل باور رقیب انتخاباتی را در رأس تیم مذاکره کننده بگذاری و او نیز تمامی مسیر مذاکرات قبلی را مردود اعلام كند و با سفرهای  خارجي خود یارگیری نماید و با حرف‌های غیراصولی تلاش نماید اعتماد بوجود آمده قبلی را در عرصه بین‌المللی از بین ببرد و اجماع جهانی را برعليه ايران بوجود بیاورد و رئیس جمهور مولود تغییرات غیرقابل پیش‌بینی با طرح جدیدش راه شورای امنیت سازمان ملل را هموار نموده و اجماع نانوشته جهانی را بر علیه ایران تکمیل نمايد .

با این تفاصیل آيا می‌توان گفت تغییرات در عرصه سیاسی به سود مردم تمام شده است ؟ آيا اراده مردمی که دست به تغییرات زده ، به دنبال این بوده که اقتصادش به رکودگرايد ، بازار بورسش تعطیل گردد، سرمایه نقدی مردمش از کشورخارجي سردرآورد، تورم اقتصادي 20درصدي نصيبش گردد ، معضل بیکاری اش لاینحل باقی بماند، خدشه به اعتماد بین‌المللی كشورش وارد گردد، سرمایه‌گذاری خارجی قطع و کشورش به سمت تحریم اقتصادی و انزوای جهانی پیش‌ برود و یا کشورش به دست عده‌ای بیفتد که به جامعه جهانی بدبین و هر روز خواستار اخراج سفیر یا قطع ارتباط با کشوری ‌باشد مطمئناً مردم ایران به دنبال اینگونه مسائل نبودند.

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/19ساعت 9  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

بركات ، مديريت چماق ،

در محرم و رمضان و مردم هسته اي

 

  سردار جزايري سخنگوى سپاه درمورد انرژي هسته اي مي گويد: ارجاع پرونده هسته‌‏اى ايران به شوراي‌‏امنيت سازمان ‌‏ملل‌‏ متحد در صورت مديريت صحيح، مي‌‏تواند بركاتى براى كشورمان داشته باشد.

مردم ما سال‌‏هاى سخت جنگ تحميلى را پشت‌‏ سر گذاشته‌‏اند و اگر ارجاع پرونده هسته‌‏اى ايران به شوراي‌‏امنيت با درايت مديريت شود قادريم حتى اگر تصميمات شديدى هم عليه ايران اتخاذ شود از اين گردنه نيز به سلامت عبور كنيم.

وى  مي افزود: بايد ترس از چماق شوراي‌‏امنيت، در ميان مردم دولت مردان و همين‌‏طور سياسيون از ميان برود.

بايد هر ندايى را كه ممكن است غرب از آن تلقى ضعف كند مسدود كنيم و آمريكا و هم‌‏پيمانانش متوجه باشند كه هر ضربه با ضربه‌‏اى متقابل پاسخ داده خواهد شد.

سردبير سياسي نشريه پرتو سخن وابسته به حضرت مصباح يزدي نيز چنين نظري دارد:

بر فرض ارجاع پرونده به شوراي امنيت و اجراي تحريم اقتصادي ملت ما قوي‌‏تر و محكم‌‏تر خواهد شد خدايي كه در جبهه نظامي و جنگ تحميلي، بسيجيان را با دست خالي و ارتش تا دندان مسلح عراق با برخورداري از پشتيباني جهاني پيروز كرد، در جبهه سياسي نيز حضور دارد.

 مردم از اينگونه تهديدها ذره‌‏اي تزلزل به خود راه نمي‌‏دهند و تهديدات اقتصادي و نظامي براي ملتي كه محرم و رمضان دارد، كارساز نخواهد بود. بنابراين بيش از اين نبايد فرصت‌‏ها را از دست داد و بايد هر چه زودتر براي راه‌‏اندزي چرخه سوخت هسته‌‏اي همت گمارد و از تهديدهاي پوچ دشمنان نترسيد.

حتما منظور از مديريت صحيح و بركات جنگ اهداي 213000هزار شهيد مي باشد كه بارسيدن به انرژي هسته اي و مديريتي بهتر يكبار ديگر به  بركت بهتر خواهيم رسيد ومنظور از چماق ، محرم ،رمضان كه كاملا روشن است

 

|+| نوشته شده در  84/07/11ساعت 14  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله

 

گروهی متخصص و محقق در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تر از تصورات بود. حيفم آمد كه ديگران اين مطلب را نخوانند این متن را بدون هیچگونه تحلیلی و فقط جهت اطلاع رسانی در وبلاگ می گذارم . سوال این بود

 

معنی عشق چیست؟

 

نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.  بیلی - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه.  زبکا - 8 ساله

عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما.      کریستی - 6 ساله

 عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.   دنی - 7 ساله

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره .   تری - 4 ساله

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی.  بابی - 7 ساله

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی.  نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش.  نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم.  کیندی 8 - ساله

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره.  کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.  کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی.  مری آن- 4 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد.     مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

نظر شما درمورد عشق چيست ؟

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/10ساعت 15  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

حكايتي از زبان حضرت مسيح

 

 

  حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است :

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .

مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))

كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .

مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم

مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .))

شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت  ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/06ساعت 16  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

ناصر خان كجايي كه محمود خان هم فوتبالي شد

 

 

 دكتر احمدي نژاد ريس دولت ايران عجب مرديست ؟ هر روز گوشه اي از توانش توسط دوستانش براي مردم روشن وشفاف مي گردد؟ آخرينش كلام مبارك آقاي علي آبادي يار غارش در شهرداري تهران مي باشد .

على‌آبادي رئيس‌ جديد سازمان‌ تربيت‌بدنى گفته: دکتر احمدى‌نژاد در فوتبال‌ بسيار تواناست‌ دکتر احمدى‌نژاد ورزش‌ را دوست‌ دارد و ورزشکار است، او در فوتبال‌ بسيار تواناست‌ اما به‌ هر حال‌ مسئوليت‌ سنگين‌ مانع‌ از اين‌ مى‌شود که‌ وقت‌ زيادى‌ را به‌ ورزش‌ اختصاص‌ دهند.

اگر جناب رييس جمهور در فوتبال يد ي دارد چرا شوراي محترم نگهبان ناصر حجازي را رد صلاحيت نمود  بهتر نبود ناصر خان در انتخابات رياست جمهوري بود وبا محمود خان رقابت مي كرد

احتمالا در آينده نزديك روز نامه هاي ورزشي خواهند نوشت كه محمودخان،رییس جمهور ایران يك عكس با شورت ورزشي ندارد

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/05ساعت 16  توسط مهرداد بال افکن  | 

 

عشقت را ببخش

 پست زیر مطالب کوتاهی از بزرگان و نویسندگان خارجی می باشد که بدلیل زیبایی آن رابرای خوانندگان وبلاگ می گذارم .

عشق شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد   "ايوانز"

نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي "بو علي سينا"

عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق ميميرد نور زندگي از بين ميرود.

آن قدر قوي باش تا هر روز با زندگي روبه رو شوي.

ما همان ميشويم كه تمام روز به آن مي انديشيم.   " نايتينگل"

هيچ چيز نمي تواند بر عشق حكومت كند، بلكه اين عشق است كه حاكم بر همه چيز است.  " لافونتن"

كسي كه فكر ميكند روزي عشق از بين ميرود ، عاشق واقعي نيست.

خوشبختي كيفيت ذهني است كه انديشه از آن لذت ميبرد. "ماكسول مالتز"

هر واقعه اي در آغاز به صورت يك روياست. " كارل سندبرگ"

بزرگترين پاداش دعا ، آرامش است. "بيل دبيلو"

از دست دادن فرصت غصه مياورد. "حضرت علي (ع)"

روز خورشيد را مي سازد، روزگارش ما را. "پرمودا بترا"

و در آخر:

ارزشت را با مقايسه با ديگران پايين نياور، زيرا همه ما با يكديگر متفاوتيم.

اهداف و آرزوهايت را با توجه به آن چه كه ديگران با اهميت تصور ميكنند، تعيين نكن، زيرا فقط تو ميداني كه چه چيزي برايت بهترين است.

هنگامي كه هنوز چيزي براي بخشيدن داري، هرگز نااميد نشو.

با گفتن اينكه : يافتن عشق غير ممكن است، مانع ورود عشق به زندگي خود نشو، سريع ترين راه دريافت عشق، بخشيدن آن به ديگران است

 

 

|+| نوشته شده در  84/07/03ساعت 17  توسط مهرداد بال افکن  |