پرونده گوشتهاي آلوده نيز بسته شد
موقعي كه سيد محمدخاتمي رئيس جمهور ايران لايحه دوگانه خود را به مجلس شوراي اسلامي تحويل نمود جناح راست را به تكاپو انداخت كه در مسير اين دو لايحه سنگاندازي نمايند به همين دليل پروندههاي متعددي را سر راه رئيس جمهور باز نمودند كه هركدام از آنها به تنهايي از نظر رواني جامعه ايران را به فكر فرو برد و هم دولت را از پيگيري لايحه دور ساخت .مانند اعلام حكم اعدام سيد هاشم آغاجري. پرونده موسوم به نظرسنجي و زنداني عباس عبدي مورد سوم پرونده گوشتهاي آلوده بود كه با يك خبر ساده در تلويزيون و پيگيري بعدي آن و ورود قوهي قضائيه به اين عرصه فضاي جامعه را از پيگيري لايحه دوگانه رياست جمهوري دور نمود و حتي رئيس جمهور كابينه و مجلس ديگر رغبتي به پيگيري نداشتند، پرونده گوشتهاي آلوده به همين سادگي مطرح و چندماه جامعه را از نظر رواني مشغول كرد و به همين راحتي نيز پروندهاش در دادگاه تجديدنظر ديوان عالي كشور بسته شده بدون اينكه حتي تعرض كوچكي به بوجود آوردگان اين حوادث نشد. راست ميگفت رئيس جمهور ايران كه در هر نه روز يك حادثه براي دولت بنده بوجود آوردند كه هر يك از حوادث ميتوانست يك دولت را ساقط نمايد.
خواب طلايي ژنرالها
ناگفته پيداست كه نظاميان در عرصه سياسي ايران نقش بسزايي را ايفا مينمايند برخلاف بعضي از حكومتها مانند اسراييل كه نظاميان حتي حق دادن رأي را هم ندارند و بعضي از كشورها حضور نظاميان در عرصه سياست منوط به بازنشستگي آنها ميباشد ولي در ايران اين عرصه براي نظاميان هميشه مهيا بوده است. نميشود نقش بعضي از ارگانهاي انقلابي در ايران را كه در قانون اساسي اين حضور به ثبت رسيده است و راه پرسنگلاخ سياست را برايشان هموار نموده است را انكاركرد
نظاميان و ارگانهاي نظامي در تمامي انتخابات سعي نمودهاند نيروهاي خود را بسيج و با تحليلهاي خود خطر بعضي ها را گوشزد نمايند مانند انتخابات 76 و 80 كه خطر فرهنگي و شبيخون فرهنگي را با چاپ ويژهنامههايي كه در آن پر از نوشتههايي بود كه هر خوانندهاي را نسبت به مسئولين امر بدبين ميكرد و يا با پخش فيلم عصر عاشورا بر عليه خاتمي در تمام نواحي تحت امر خود در سراسر كشور سعي نمودند افراد زير مجموعه خود را نسبت به او بدبين نمايند.
ولي انتخابات 84 رنگ و بوي ديگري براي ژنرالها دارد. بدليل اينكه اينهابعد از مدتها توانسته اند بخشي از شوراها و مجلس هفتم را از طريق حذف رقبا توسط شوراي نگهبان بدست بگيرند و با در اختيار گرفتن قوهي مجريه در انتخابات 84 ميتوانند حضور خود را پررنگتر به ثبت برسانند و به نيروهاي سياسي سنتي خود بگويند كه ديگر شما بايد به اطاق فكر رفته و عرصه سياست را به جوانترها بسپاريد حال آيا اين خواب ژنرالها به واقعيت ميپيوندد نياز به هموارسازي مسير انتخابات دارد كه ايا باز هم باحذف رقیبان توسط شوراي نگهبان نصيبشان مي گردد و بعضي از چهرههاي اصلاح طلب رد صلاحيت خواهند گرديد و هاشمي كه خو اب طلايي آنها را به هم زده است بايد مثل خاتمي ۷۶با او برخورد گردد ... تا بتوانند بر عرصه قوه مجريه تكيه بزنند
دستانی که حرف های ناگفته زدند
كنگره هشتم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که در وزارت كشور برگزار گردید و موقعی که مسئول كنگره هشتم نام دكتر آغاجري را براي سخنراني اعلام واز ایشان دعوت نمود اعضاي سازمان مجاهدین با تشويق و كف زدن به مدت طولاني كينهاي را كه يكسال اين عضو بلندپايه را از سازمان دور نموده بود و به زندان انداخته بود بيرون ريختند.
فردي كه بابت يك سخنراني و اعلامنظر به جرمهاي متفاوت محكوم گرديد و اعدام پايان كار او معرفي شد ولي همين دوستان او چنان عمل نمودند كه حكم او شكسته و به دو سال زندان محكوم گرديد و حال همان دوستان او را جلوي خود ميديدند پس بايد با تشويق و كف زدن خوشحالي خود را اعلام مینمودند و چه خوش گفت دكتر آغاجري در سخنراني اش كه خوشحالم نه به اين خاطر كه در سال قبل در زندان اخبار كنگره را پيگيري ميكردم و حال اينجايم خوشحالم كه هنوز روزنههايي وجود دارد كه دوستانم در جايي جمع شوند و كار سياسي بپردازند. بله در كشوري كه هيولاي مهيب استبداد در آن هنوز بيدار است اين روزنهها جاي خوشحالي دارد.
عبدي نماد عدالت قوه قضايي
در 24 شهریورماه 1380، « خبرگزاري ایرنا»، نتایج یک نظرسنجی از شهروندان تهرانی را منتشر کرد که براساس آن، 76 درصد آنان، نظر موافق خود را در زمینه برقراری رابطه با آمریکا، اعلام کرده بودند.
متعاقب واکنش اعتراضی ، عباس عبدی، ومسؤولان مؤسسه آینده که نظرسنجی را انجام داده بودند، دستگیر و به اتهام «جاسوسی» و «دریافت پول از سفارتخانه های خارجی و مؤسسه نظرسنجی آمریکای گالوپ»، روانه زندان شدند
عباس عبدي پس از 30 ماه زندان از بابت پرونده نظر سنجي واتهام فروش اطلاعات به بيگانگان و تبليغ عليه نظام به اتفاق آرا در شعبه اول تشخيص ديوان عالي كشور تبرئه شدو اكنون بعداز عبدي وپس از30ماه همه فهميدند راه توسعه و كاخ رياست جمهوري از گردنه ارتباط با آمريكا ميگذرد وپس از اين همه هياهو قضات بي طرف قوه قضاييه پي بردندكه جمهوري اسلامي ايران با كشور آمريكا در حالت تخاصم به معناي متعارف در حقوق بين الملل نيست، بلكه با اين كشور داراي اختلاف سياسي، اقتصادي و فرهنگي است
و هاشمي آمد
زمان هماكنون مرا در مسير تكرار تجربه اي تازه قرار داده است
سرانجام نگرانيها و اميدهايم از آينده بر ترديدهايم غلبه كرد
وضعيت نگران كننده از جهت تضعيف ارزشها
كاهش شأن و منزلت فردي و................, آسيبپذيري معيشت
ورودخود به عرصه اجرايي را اعلام ميكنم و خويش را در معرض انتخاب فرد فرد شما قرار ميدهم
ميآيم تا ايران را با امدادهاي الهي و پشتكار و دوربيني همه ايرانيان داخل و خارج و با پشتكارهمه ايراني بسازيم شايسته نام ايراني و تاريخ و تمدن ايران
آيا حذف هاشمي كليد خورده است!!!؟
هاشمي رفسنجاني كسي است كه نياز به معرفي ندارد او در عرصه سياست ايران هميشه مرد تعيين كننده بوده است و به عنوان تئوريسين انقلاب و تحليلگر مواضع رهبران انقلاب عمل نموده و در مواقع حساس نقش بزرگ و زيركي خود را به اثبات رسانده است.
هاشمي هر گاه خواسته مكنونات قلبي خود را پياده نمايد آن را به سياسيون كشور ديكته نموده است مانند ادامه جنگ يا صلح ان -حذف پست نخستوزيري- تغيير قانون اساسي و اضافه نمودن كلمه مطلقه در كنار ولايت فقيه- تغييرات اساسي در عرصه اقتصاد ايران از سيستم دولتي به سيستم خصوصي- از سرمايه محدود داخلي تا استقراض چندين ميلياردي از بانكهاي جهاني- از رياست جمهوري تا رئيسمجمع تشخيص مصلحت نظام و تغيير تحول اساسي در نقش مجمع تشخيص از هيأت داوري بين مجلس و شوراي نگهبان به بازوي مشورتي رهبري و تدوين قانون بيست ساله كشور- ولي از موقعي كه هاشمي در مجلس خبرگان بحث دورهاي شدن ......... را پيگيري نمود دوره افولش را كليد زد چرا كه جناح تندروي راست بعد از شنيدن اين طرح به وحشت افتاده سريعاً هاشمي شاهرودي رئيس قوهي قضائيه را مطرح نمود و جلوي هاشمي ايستاد و تا كنون با تمام قوا بر سر حذف هاشمي از صحنه سياست ايستاده است.
در مجلس ششم هاشمي نفر سيام انتخابات گرديد كه بخشي از اين شكست مربوط به نوشتهها ي جناح اصلاحطلب محسوب ميگردد ولي بخش عظيمي بابت اين موضوع بود كه اصولگرايان راست تبليغ هاشمي را ممنوع و به هواداران خود هم توصيه نموده بودند به هاشمي رأي ندهند و ديگر از حمايت سران ارشد راست نيز خبري نبود حمايتي كه هميشه پشت سر هاشمي بود .
حال در انتخابات رياست جمهوري نهم هاشمي با چند معزل روبهروست:
1- دوستان راست نشين سنتي اش ديگر اقبالي به حضور اودرصحنه سياست بخصوص عرصه رياست جمهوري ندارند.
2- تندرويهاي راست نيز كه موقعي شعار مخالف هاشمي مخالف پيغمبر را ساخته بودند اكنون از كساني هستند كه به هاشمي هشدار ميدهند كه با حضور خود در عرصه انتخابات بايد عواقب آن را نيز بپردازد.
3- شعار رئيس جمهور شاداب كه اخيراً مد شده است نيز يكي ديگر از مشكلات هاشمي ميباشد كه بايد با آن روبرو گردد.
4- حضور مهدي كروبي كه در محافل خصوصي حضورش را به دليل حضور هاشمي دانسته است و محتشميپور باپايان خواندن دوره هاشمي راه حذف هاشمي از عرصه سياست را هموار ميسازد.
۵- توجيح افكار عمومي نسبت به عملكرد سابق
هاشمي ميداند كه اگر در اين انتخابات وارد نشود و در صورت ورود اگر نتواند رأي بالايي بياورد در حذف خود از عرصه سياست ايران كمك شاياني نموده است.
باز هم جزاير سه گانه
دولت عربي امارات اخيراً شكايت خود را از جزاير سهگانه به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده است و دليل اين كار خود را عدم به نتيجه رسيدن شكايتش در دادگاه لاهه دانسته است.
اين دولت در سال 1971 نيز چنين شكايتي را به سازمان ملل ارجاع داده بود ولي در آن مقطع بدليل ارتباط حسنه ايران با آمريكا و انگليس سازمان ملل شكايت امارات را عودت دادند. ولي چه شده است بعد از چندين سال دوباره اين كار تكرار شده است شايد:
- عدم ارتباط ايران و آمريكا
- عدم ارتباط حسنه با انگليس
- پيگيري پرونده هستهاي ايران توسط اروپا و آمريكا
- پيروزي آمريكا در افغانستان و عراق و تغيير رژيم در آنها از دلايلي باشد كه امارات را تشويق نموده كه بار ديگر ادعاي خود را تكرار نمايد.
ادعايي كه بيش از اينكه جدي باشد شكل يك جوك و شوخي به خود.گرفته است
چون اگر سندي دال بر امارتي بودن جزاير سهگانه بود مطمئناً آمريكا و كشورهاي عربي روي آن مانور ميدادند امارات ياد گرفته است كه ادعاي خود را در شرايط خاص پیگیری نماید. شایدبیست سال دیگر هم چنین ادعایی را تکرار نماید
متخصصان بدون تخصص
ناصرالدين شاه قاجار از وزير فرهنگ، دوست خود اعتمادالسلطنه پرسيد: در مملكت چه چيز از همه بيشتر است.
اعتمادالسلطنه بيدرنگ گفت: قربان، طبيب و پزشك ناصرالدين شاه از پاسخ وزير فرهنگپرور خود شگفتزده شد و گفت: از خارجه پزشك دربار آوردهايم، به تازگي نيز به همت اميركبير در مدرسه دارالفنون، تا 20 نوجوان ايراني در حال يادگيري طب هستند چگونه است كه پزشك از همه چيز بيشتر داريم.
اعتمادالسلطنه از شاه درخواست كرد تا درآينده جواب را به عرض ملوكانه برساند. هفتهاي بعد اعتمادالسلطنه دستمالي بر زير چانه بست و دو سرآن را چنان گره زد كه اطرافيان گفتند دندانش درد ميكند. با همان وضعيت نزد شاه رسيد، شاه پرسيد: چه شده است؟ گفت: دندانم پيله كرده. يكي از درباريان گفت: هليله بادام علاج دندان درد است، هنوز حرفش به پايان نرسيده بود كه ديگري گفت: شلغم جوشيده را به روي پيلهي دندان قرار دهيد كه مرهمي است معجزهآسا و...
اعتمادالسلطنه به آرامي گره دستمال باز كرد و خطاب به ناصرالدين شاه گفت: عرض نكردم طبيب و پزشك از همه بيشتر در اين مملكت يافت ميشود.
امام جمعه اصفهان درمصاحبه ای گفته اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها هيچ فلسفه و توجيه علمي و عقلي نداردباهم مروری بر گفته ایشان می کنیم:
آيت الله طباطبايي سه اشكال عمده در دانشگاهها را اختلاط دختران و پسران دانشجو، جمعيت زياد غير قابل كنترل و وسعت زياد دانشگاهها بيان كرد. وي گفته اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها هيچ فلسفه و توجيح علمي و عقلي ندارد و كساني كه بر اين امر تكيه ميكنند بگويند كه آيا اختلاط از نظر علمي و رشد جسمي پيشرفت حاصل ميكند يا سطح ديني و اعتقادي دانشجويان را افزايش ميدهد.
وي همچنين افزوده: وسعت زياد دانشگاهها قابل كنترل مدير دانشگاه نيست و نبايد فضاي سبز و اين گونه مطالب را بهانه وسعت كرد.
وي به جمعيت زياد دانشگاهها اشاره كرد و گفت: اشكال اين كار غير از عدم كنترل افراد، خرجهاي هنگفت رفت و آمد، تلف شدن زياد وقت و صدها فساد ديگر را به همراه دارد. امام جمعه اصفهان ضمن تاكيد بر جداسازي دانشجويان دختر و پسر در دانشگاهها گفت: در حالي كه در زمان كنوني با وسايل الكترونيكي مانند ماهواره و اينترنت و تبليغات زياد از طريق رسانهها، افزايش فساد با سرعت فراواني روبروست، مسئولان بايد سريعتر انديشهاي جهت كم كردن فساد در جامعه انجام دهند و حتي المقدور آن را كم كنند. به گفته امام جمعه اصفهان، فساد در جامعه مانند نجاست در لباس نمازگزار است كه هنگام نماز و در نبود آب بايد تا آنجا كه امكان دارد لباسهاي نجس را از خود جدا كند، در جامعه كنوني نيز اگر امكان ريشهكني فساد نيست بايد تا آنجا كه امكان دارد آن را كم كرد و يكي از راههاي كم كردن فساد جداسازي دختر وپسر در دانشگاههاست.
جهت خوانندگان وبلاگ متن گزارش سازمان گزارش گران بدون مرز را بدون هیچگونه تحلیلی شخصی مرور می نماییم .
در رده بندی سال گذشته ی گزارشگران بدون مرز از نظر آزادی بيان و مطبوعات ايران به همراه تونس ، ليبي ، سوريه و عربستان سعودی از جمله محدودترين کشور ها در عرصه آزادی بيان و مطبوعات معرفي شد.
در بخشي از اين گزارش ضمن معرفي خاورميانه به عنوان قتلگاه روزنامه نگاران محلي و خارجي ، وضعيت مطبوعات در ايران مورد بررسي قرار گرفته و آمده است :" درطي سال 2004 وضعيت آزادی مطبوعات در ايران روز به روز بدتر شده است، ايران در عرصه آزادی مطبوعات از جمله ۱٠ کشور سرکوبگر جهان است. در اين کشور خطرات بسياری روزنامه نگاران را تهديد ميکند و به هنگام دستگير مورد آزار و بد رفتاری قرار ميگيرند. ايران از سالها پيش بزرگترين زندان خاورميانه برای روزنامه نگاران است."
گزارشگران بدون مرز در اين بيانيه با مرور وقايع مربوط به مطبوعات در سالهاي گذشته اعم از توقيف فله اي ، برخورد با روزنامه نگاران ، قتل زهرا كاظمي و مشابه آن تصريح كرده اند:" در ايران روزنامه نگاران بي وقفه قرباني دستگيریهای خودسرانه هستند و بهاي رها شدن از زندان را با پرداخت وثيقه های سنگين مي پردازند. اين وثيقه سپس شمشير داموکلسي ست بر سر آنها برای وادار کردن به سکوت و خودسانسوری. در طي سال گذشته در ايران ۱٣ روزنامه نگار بازداشت و زنداني شده اند. تا اول ژانويه ی 2005 از اين تعداد ۱٠ نفر همچنان در زندان بسر مي بردند."
بر اساس اين گزارش در سال 2004 ميلادي در سال ميلادی 2004 در ايران:
۱ روزنامه نگار مضروب و مجروح شده و ۱٣ روزنامه نگار بازداشت و زنداني شده اند.
٤ روزنامه نگار بازداشت موقت و بيش از ٦٠ روزنامه نگار توسط مسئولان امنيتي – قضايي احضار و مورد بازجويي قرار گرفته اند.
٥ روزنامه نگار تهديد و مورد آزار قرار گرفته اند، بيش از ٢٠ نشريه و روزنامه توقيف و يا قرباني سانسور و ٢ روزنامه نگار خارجي از کشور اخراج شده اند.
بگذارغمت رافریاد کشم هموطن تا بدانی که چه دیوانه وار دوستت می دارم